
۱- ما خواهان انجام قطعی قانون مدیریت خدمات کشوری حداکثر تا اول مهر سال 87 هستیم . در غیر این صورت از هم اکنون اعلام می کنیم که فرهنگیان همزمان با روز جهانی معلم یعنی ۱۴ مهر تجمعی کشوری در مقابل هر ارگانی که جلوی اجرای قانون را بگیرد برگزار خواهند نمود . این اخطار نهایی ماست و اگر همه ی اعضای کانون دستگیر شوند باز هم به همت فرهنگیان این بند اجرا خواهد شد .
متن بالا بند اول قطعنامه پایانی گرد همایی معلمان در تهران است. در این متن برای دولت ضرب العجلی تا ۱۴ مهر ۸۷ تعیین گردیده است که یا قانون مدیدریت خدمات کشوری را اجرا کند و یا در انتظار اعتراضات و اعتصابات گسترده فرهنگیان سراسر کشور باشد.حتی در این بند تاکید گردیده که اگر دولت با معلمان برخورد امنیتی صورت دهد و اعضای کانونهای صنفی معلمان را دستگیر کند باز به همت توده معلمان این حرکت مدنی صورت خواهد گرفت .نکته ای که در این بند هیچ جای ابهامی در ان نیست این است که در صورت اجرایی نشدن قانون مدبریت خدمات کشوری ٬معلمان دست به اعتراضات گسترده و تجمع کشوری خواهند زد.اما در این حرکت مدنی مهم نقطه های مبهمی وجود دارد که میتواند این حرکت مدنی مخدوش نماید.یکی از این نکات این است که کانون صنفی فرهنگیان چگونه این حرکت را مدیریت خواهد کرد؟؟الان کانون به غیر از سایت کانون صنفی معلمان ایران هیچ رسانه دیگری در اختیار ندارد.و متاسفانه تعداد معلمانی که از دسترسی به اینترنت دارند کم است بنابر این کانون نمیتواند یک اطلاع رسانی دقیق در مورد تجمع ۱۴ مهر داشته باشد . و از طرف دیگر جو امنیتی و بحران شدید اقتصادی که الان دامنگیر کشورمان شده است و تهدیدهای خارجی و بین المللی بر سر مناقشه هسته ای ایران جو امنیتی و برخورد با نهادهای مدنی را تشدید خواهد کرد.البته نمیتوان با قطعیت گفت که : در شرایط حاکم هر حرکت مدنی محکوم به شکست است اما شرایط کنونی ادامه فعالیتهای نهادهای مدنی را دچار مشکل خواهد ساخت .چرا که هر حرکت اعتراضی در این جو٬ همدستی با بیگانگان بر چسب خواهد خورد. که حاصلش جز سرکوب و دستگیریهای گسترده نخواهد بود .ولیکن این را هم نباید نادیده گرفت که اجماع گسترده نهادهای مدنی مانند دانشجویان ٬کارگران و معلمان و توده مردم میتواند حتی در همین جو سنگین باعث تحولی بزرگ و حتی تغییری عمده و بزرگ گردد که البته یک معادله سنگین است.
یک نکته مبهم دیگر در همین بیانیه این است که آمده:(( فرهنگیان همزمان با روز جهانی معلم یعنی ۱۴ مهر تجمعی کشوری در مقابل هر ارگانی که جلوی اجرای قانون را بگیرد برگزار خواهند نمود )) در اینجا آن ارگان کاملا مشخص است اگر ارگانی بخواهد جلو اجرای قانون خدمات کشوری را بگیرد مسلما آن ارگان قوه مجریه است چون این قانون توسط مجلس به تصویب رسیده و دولت موظف به اجرای آن شده است و با شرایط کنونی و مشخص شدن نحوه افزایش حقوق کارمندان دولت و صدور احکام جدید برای آنها کاملا واضح است که دولت قانون مدیریت خدمات کشوری را اجرا نخواهد ساخت. بنابراین تنها گزینه ای که مقابل روی فرهنگیان و کانون صنفی معلمان قرار دارد بحث اعتراضات گسترده و برگزاری یک تجمع کشوری خواهد بود .حال با شرایط موجود آیا کانون طرحی برای دادن فرا خوان برای برگزاری این تجمع دارد ؟ یا نه؟ ظاهرا چنین به نظر نمی رسد .البته با توجه به اینکه در وضعیت موجود امکان اجرای قانون خدمات کشوری توسط دولت تقریبا غیر ممکن شده است لازم است اعضای محترم کانون صنفی معلمان پیش بینیهای لازم را برای نحوه اجرای اعنراض مدنی در ۱۴ مهر را از الان بنمایند.
نوشته شده توسط اسرار ازل در ساعت موضوع | لینک ثابت
پس از گذشت ۱۰۰ سال از انقلاب مشروطه دوباره به استبداد رسیدیم.
نوشته شده توسط اسرار ازل در ساعت موضوع | لینک ثابت

یه بابایی داشت تو کوچه و خیابون هراسان میدوید و فرار میکرد یکی گفت: چته؟ گفت: دارن هر چی خره میگیرن اون بابا گفت: مردک تو که خر نیستی .جواب داد: میدونم خر نیستم اما قوه تمییز از بین رفته میترسم به جای خر بگیرندم.
چون که بی تمیزیامان رهبرند
صاحب خر را به جای خر برند
نوشته شده توسط اسرار ازل در ساعت موضوع | لینک ثابت

شاید وقتی آن بزرگ مرد تاریخ معاصر ایران٬ دکتر محمد مصدق نفت ایران را ملی کرد. هیچگاه فکر نمیکرد که این طلای سیاه چه فلاکتهایی برای مردم این سرزمین کهن به بار خواهد آورد.یادم نیست کجا اما جایی خوانده بودم که یکی از دلایلی که باعث شده در ۱۰۰ سال اخیر دموکراسی در خاور میانه نهادینه نشود اقتصاد مبتنی بر نفت در کشورهای خاور میانه است. در اکثر این کشورها نظامهای خود کامه و استبدادی حاکم شده اند.و نهادهای مدنی و جنبشهای عدالتخواه با پولی که از طلای سیاه بدست این دولتها میرسد سرکوب میشوند.
در حقیقت در کشور ما چون اقتصاد وابسته به نفت است.و اتفاقا چون بهره برداری از منابع نفتی به طور کل در اختیار حاکمیت است لذا همه مردم جیره خوار دولت محسوب میشوند.در حالی که در اکثر کشورهای توسعه یافته جهان بزرگترین سرمایه ٬منابع انسانی آن کشورها شامل: متخصصان٬استادان دانشگاهها ٬دانشجویان٬ معلمان هستند در کشور های جهان سوم مانند ما بزرگترین منبع و سرمایه ملی نفت است.لذا در مملکت ما دولت اصلا برای سرمایه های انسانی ارزش قایل نیست و حقوق آنها رامحترم نمی شمارد.چرا؟ چون به وجود سرمایه های انسانی وابستگی ندارد و با اقتصاد بیمار حاصل از نفت روزگار میگذراند.
البته متخصصان وزارت نفت و بطور کل مجموعه پرسنل آن از این خیمه شب بازی مستثنی هستند.در بین مجموعه کارمندان دولت حق و حقوق کارکنان وزارت نفت از بقیه بالاتر است.در حالی که از لحاظ تخصص و مدارج علمی آنها با همه کارمندان دولت برابرند ولی از لحاظ حقوق و مزایا چندین برابر کارمندان دولت حقوق ومزایا دریافت میکنند.یک کارمند ساده وزارت نفت با مدرک دیپلم ۳ تا ۴ برابر یک معلم با مدرک فوق لیسانس و یا حتی یک پزشک حقوق دریافت میکند.و این تبعیض آشکار باعث سرخوردگی دیگر کارمندان دولت و مهاجرت بسیاری از متخصصان و یا به اصطلاح فرار مغزها شده است.و متاسفانه نهادهای مدنی مانند جنبش دانشجویی ٬ جنبش معلمان و کارگران با پول نفت سرکوب میشوند.
در حقیقت دولت و حاکمیت خود را وابسته به مردم نمیبیند بلکه بلکه حیات و ممات خود را در گرو نفت و منابع حاصل از آن میبیند و بر عکس مردم وابستگی بسیاری به در آمد دولت و پول نفت دارند.اگر ما نفت نداشتیم قطعا نقش منابع انسانی در اقتصاد دولتی بسیار پر رنگ تر بود و اصطلاحا دولت خود را وامدار ملت میدید.اما اکنون با این اقتصاد تک محصولی دولت فقط خود را وامدار مجموعه وزارت نفت میبیند.لذا میبینیم با دستور احمدی نژاد وزارت نفت از لایحه خدمات کشوری(نظام هماهنگ پرداخت حقوق کارکنان دولت) مستثنی می شود.و هیچگاه تحقیق و تفحص از آن صورت نمیگیرد.
ای نفت سیاه خرابی از کینه تست
بیدادگری شیوه دیرینه تست
ای نفت اگر سینه تو بشکافند
بس آه یتیم و ناله در سینه تست
با عذر خواهی از حضرت خیام
نوشته شده توسط اسرار ازل در ساعت موضوع | لینک ثابت

سردار رضا زارعي فرمانده 52 ساله نيروي انتظامي استان تهران که اسفند ماه گذشته ناگهان از سوي فرمانده نيروي انتظامي کل کشور از اين سمت برکنار شد، هم اينک در شرايطي زندان را تجربه مي کند که پرونده هاي زيادي براي او گشوده شده و حدود هشتاد نفر از وي به علت جرايمي چون "سوءاستفاده جنسي، کلاهبرداري، شيادي، باج گيري، ارتشا" و... شکايت کرده اند.
گفتنی است آقای سردار در حالی که در منزلی در حال معاشقه با ۶ زن عریان بود دستگیر شد.و جالب اینجاست که همین آقا مسئول اجرای طرح امنیت اجتماعی بود.!
نوشته شده توسط اسرار ازل در ساعت موضوع | لینک ثابت
به نقل از وبلاگ:کانون صنفی معلمان ایران

۱- ما خواهان انجام قطعی قانون مدیریت خدمات کشوری حداکثر تا اول مهر سال 87 هستیم . در غیر این صورت از هم اکنون اعلام می کنیم که فرهنگیان همزمان با روز جهانی معلم یعنی 13 مهر تجمعی کشوری در مقابل هر ارگانی که جلوی اجرای قانون را بگیرد برگزار خواهند نمود . این اخطار نهایی ماست و اگر همه ی اعضای کانون دستگیر شوند باز هم به همت فرهنگیان این بند اجرا خواهد شد .
2- امنیت شغلی فعالان صنفی از پایین ترین مراتب اصول دموکراسی است و با توجه به سابقه ی قبلی اعلام می کنیم چنانچه امنیت شغلی فرهنگیان مورد تعرض قرار گیرد با ابتکارات بی سابقه و خطرناکی در مدارس روبرو خواهید شد .
3- ما خواهان استاندارد سازی امکانات آموزشی و ورزشی و جمعیت کلاس های درس و رعایت اصول بین المللی رایج در آموزش و پرورش هستیم .
4- انتظار داریم صندوق ذخیره ی فرهنگیان گزارش کاری شفاف و بیلان صندوق را تا روز 13 مهر در اختیار فرهنگیان قرار دهند و حداقل 3 نفر از فرهنگیان در هیئت مدیره صندوق ذخیره عضو باشند .
5- لغو تمامی محدودیتهایی که برای کانونهای صنفی سراسر کشور و شورای هماهنگی معلمان ایجاد کرده اند و صدور پروانه برای متقاضیانی که بارها مراجعه نموده اند و پاسخی نشنیدند .
6- اجرای مصوبات شورای عالی آموزش و پرورش از جمله مدیریت انتخابی مدارس که جلوی اجرای آن گرفته شده است !
7- اعطای حق بازنشستگی پایان خدمت بازنشستگان به صورت کامل و جامع با پول نه سهام عدالت
این قطعنامه را تکثیر کنید و در اختیار همه قرار دهید که حکم بیانیه ی کانون به مناسبت روز جهانی معلم را خواهد داشت و کاری کنیم که تا آن زمان هیچ فرهنگی از مفاد آن بی اطلاع نباشد
نوشته شده توسط اسرار ازل در ساعت موضوع | لینک ثابت
افسوس!
افسوس که نتوانستیم دردمان را فریاد کنیم
افسوس که خون خوردیم و خاموش نشستیم و سرنوشتی را که در دستانمان بود حوالت به تقدیر کردیم
افسوس که نتوانستیم فرزندان ایران را پدر باشیم
افسوس!!
اکنون در کتابها میخوانیم:
بابا نان ندارد!!
معلم خواب است!!
دانشجو در زندان است!!
ایران ویران است!!
اما دوباره آیا خورشید در سرزمین ما طلوع خواهد کرد؟؟
آیا باران خواهد بارید؟
ای همکار ! ای معلم! ای دردمند ! ای خاموش نشسته ! ای خلوت گزیده!
روزت مبارک!
<اسرار ازل >
نوشته شده توسط اسرار ازل در ساعت موضوع | لینک ثابت
در همین زمینه بخوانید:
بيانيهي انجمن صنفي معلمان استان كردستان

همکاران محترم؛
بیتردید سال 86 یکی از تیرهترین سالهایی بود که جامعه معلمان ایران تجربه کرده است. بعد از تجمعات با شکوه معلمان در اسفندماه 85 که با دستگیری تعداد زیادی از فعالان صنفی و ضرب و شتم شمار زیادی از فرهنگیان شریف پایان یافت، به دلیل سانسور شدیدی که به واسطهی بخشنامه شورای عالی امنیت ملی بر رسانهها حاکم شد چنین به نظر رسید که تشکلهای صنفی سکوت پیشه کردهاند و یا از وحشت، در لاکِ خویش فرو رفتهاند و یا همکاران خود را فراموش کردهاند.
در چنین شرایطی جا داشت مسئولان کشور به ویژه نهادهای امنیتی که هر حرکت اعتراضی را مخلِّ امنیت جامعه قلمداد میکنند و همواره مدّعی هستند که آنچه در جهت بهبود وضع معیشتی معلمان تا کنون انجام گرفته حاصل تلاش مسئولان بوده و تشکلهای صنفی و اعتراضات معلمان هیچگونه تأثیری در پاسخگوئی به مشکلات فرهنگیان نداشته است فرصت را غنیمت شمرده و در عمل این ادعای خود را به اثبات میرساندند و با حلّ تدریجی مشکلات فرهنگیان ضرورت برگزاری تجمعات، تحصنها و انجام حرکتهای اعتراضی را به کلّی نفی و انکار میکردند.
اما همانگونه که شاهد هستیم، آنگونه عمل کردند که حتی صدای اعتراض برخی از همکاران بیتفاوت نیز به هوا برخاست و اکثریت معلمان هرگونه تردید نسبت به این جمله که « تا نگرید طفل کی نوشد لبن » را در باور خود از بین بردند. با این وصف مسئولان مربوطه نه تنها به انتظارات بر حق معلمان پاسخی ندادند بلکه با سوء استفاده از فضای موجود به کلّی همه وعدههای داده شده را از یاد بردند. به طوریکه حتی حقوق اندک معلمان حقالتدریس نیز بیش از 6 ماه به تأخیر افتاد و در عوض با توزیع توهینآمیز بنهای نخود و عدس و ... به تحقیر بیشتر فرهنگیان پرداختند.
همکاران گرامی
طی یک سال گذشته ما و شما خار در چشم و استخوان در گلو به انتظار نشستیم تا شاید عقلای قوم به خود آیند و در روشهای مذکور تغییری ایجاد نمایند. اما نامهها، گلایهها، طومارها و زمزمههای معلمان در دفاتر مدارس تا کنون به گوش هیچکس نرسید و احدی خود را موظف به پاسخگویی به این قشر فرهیخته ندید و مسئولان کشور با این عمل خویش به معلمان آموختند که تنها راه رسیدن به حقوق حقّه فرهنگیان، اتحاد، همدلی و همراهی است. آنگونه که در اسفندماه 85 شاهد آن بودیم.
عزیزان
در شرایطی که اخبار معلمان را در رسانهها منعکس نمیکنند و وزیر و سایر مسئولان کشور از گفت و گو با تشکلهای صنفی و نمایندگان معلمان خودداری و راه مذاکره را به کلی مسدود کردهاند، در شرایطی که صندوق ذخیره فرهنگیان را که سهامداران اصلی آن خود فرهنگیان هستند به دست نااهلانی که عداوت برخی از آنان با فرهنگیان کاملاً محرز است سپردهاند. در شرایطی که علیرغم وعدههای داده شده ضعیفترین افراد به بالاترین پستهای این وزارتخانه گمارده میشوند، در شرایطی که اکثریت نمایندگان مجلس در برابر خواست فرهنگیان میایستند و از وزیری که منفور معلمان بوده است حمایت میکنند و پس از برکناری وی توسط رئیس جمهور فرد نالایق دیگری را که مجلس برای وزارت تعاون صلاحیتش را تأئید نکرده بود برای وزارت بر نهادی به گستردگی جمعیت کل کشور تأئید میکنند، در شرایطی که با وجود تورمِ کمرشکن کنونی که به طور مضحکی صدای اعتراض خود مسئولان را نیز درآورده است برای سال 87 فقط 6 درصد افزایش حقوق در نظر گرفته میشود، در شرایطی که با وجود وعدههای داده شده و مصوبه مجلس، شخص رئیس جمهوری در اجرای قانون مدیریت خدمات کشوری تعلل میکند، در شرایطی که حقوق ناچیز فرهنگیان حتی نیمی از اجاره مسکن آنان را پوشش نمیدهد و معلمان با مشغول شدن به کارهای دوم و سوم و بعضاً تحقیرآمیز کارآمدی خود را از دست میدهند و زندگی فلاکتباری را میگذرانند، در شرایطی که فعالان صنفی در سراسر کشور تنها به این جرم که پرسیدهاند چرا قوانین مصوب خود را اجرا نمیکنید و چرا افراد نالایق را کنار نمیگذارید با احکامی چون زندان، تبعید، انفصال از خدمت، تنزل گروه و ... مواجه میشوند. به راستی چه باید کرد؟ آیا معلمان در برابر همکاران و سایر اقشار جامعه به ویژه دانشآموزانی که چهرههایشان هر روز زردتر از روز قبل میگردد هیچ مسئولیتی ندارند؟ آیا نباید پرسید که چرا از آمدن پول نفت که قیمت آن به شکل سرسامآوری افزایش یافته است بر سرِ سفره ملت ایران خبری نیست؟
بر این اساس و با توجه به اینکه کانون صنفی معلمان سالگرد حادثة تلخ اسفند 85 را به دلیل شرایط خاص کشور (انتخابات مجلس) به سکوت برگزار کرده است، حقِ خود و جامعه بزرگ فرهنگیان میدانیم که همچون سایر اقشارِ جامعه از جمله کارگران مراسم خاصی را برای این هفته معلم تدوین و اجرا نماییم. امیدواریم همه همکاران فرهنگی از زن و مرد، پیر و جوان، شاغل و بازنشسته، رسمی و حقالتدریس در مدارس دولتی و غیرانتفاعی با هر دیدگاه و تفکری، تنها و تنها به نیتِ دفاع از شرافت معلمی خویش و در پاسخ به بیمهریها، توهینها و تحقیرهایی که صورت گرفته و میگیرد، همدلی، همزبانی و همراهی خود را یکبار دیگر به مردم و مسئولان بنمایانند تا بعد از این احدی به خود اجازه ندهد که این قشر فرهیخته، زنده و پویا را نادیده بگیرد و یا نسبت به نمایندگان آنان بیحرمتی روا دارد.
برنامههای کانون صنفی معلمان ایران در هفته معلم:
1- پنجشنبه 12 اردیبهشت از ساعت 15 الی 17 حضور همزمان و با شکوه فرهنگیان تهرانی در شهرری، ابنبابویه، مزار مرحوم دکتر خانعلی و همکاران قمی بر مزار استاد مطهری به منظور تجدید عهد با همکاران برای آغازی دوباره.
2- روز دوشنبه 16 اردیبهشت حضور در مقابل سازمان آموزش و پرورش تهران واقع در میدان فلسطین، خیابان برادران مظفر از ساعت 30/13 الی 30/15 .
3- از تمامی همکاران فرهنگی تقاضا میکنیم که از فرصتِ هفته گرامیداشت مقام معلم استفاده کرده و به جای برگزاری مراسم رسمی و تکراری و تحقیرآمیز، در طول هفته معلم، بخشی از وقت کلاس را به تبیین و توضیح مشکلات آموزش و پرورش، معلمان و دانشآموزان، مشکلات فضاهای آموزشی و سایر مسائل دیگر که به دلیل بیتدبیری مسئولان دامنگیر آموزش و پرورش شده است بپردازند تا در غیاب رسانههای مستقل، به وظیفة معلمی خود آنگونه که میبایست عمل نماییم.
( در خاتمه به مسئولان مربوطه اعلام میکنیم چنانچه تا روز دوشنبه 16/2/87 حداقل به دو خواسته معلمان و تشکلهای صنفی: 1- پرداخت مطالبات معلمان بویژه حقالتدریس همکاران که بیش از 6 ماه به تأخیر افتاده است 2- لغو تمامی احکام هیئتهای تخلفات اداری که جزء اختیارات وزیر است اقدام نکنند، در تجمع روز دوشنبه حرکت اعتراضی بعدی را در جمعِ همکاران به اطلاع آنان خواهیم رساند. )
امید است همکاران گرامی با درک شرایط حساس کنونی و با توجه به سانسور شدید مطبوعات، در توزیع گسترده این بیانیه واطلاعرسانی به موقع به سایر همکاران از هر طریق ممکن آنگونه که شایسته است همت گمارند.
با سپاس
کانون صنفی معلمان ایران
۲۶/۱/۱۳۸۷
نوشته شده توسط اسرار ازل در ساعت موضوع | لینک ثابت
به همت مسئولان جمهوری عربی ایران و به افتخار وطن فروشی سران بی کفایتش نام خلیج همیشه فارس ما خلیج عربی نام گرفت و حتی سایت گوگل هم با درج نام مجعول "خلیج عربی" از ضعف سیاست خارجی ما و منزوی شدن کشور ایران سوئ استفاده بهینه کرد.
در حقیقت اعراب بادیه نشین سخن به گزاف نگفته اند که مملکت ما اکنون هیچ نشانی از ایران و فرهنگ کهنش ندارد.مملکتی که سرانش بیگانه اش ملت مفلوکش را به گروگان گرفته اند.مملکتی که دختران زیبایش به علت فقر و بدبختی روسپی همین اعراب شکمباره گشته اند و پسران برومندش در دام اعتیاد و بیکاری به قول آن عزیز به سنگی تیپا خرده می مانند که غیرت و ملیت خود را فراموش کرده اند.مملکتی که دانشجویان و دانشمندان و روشنفکرانش در بند و استیلای استبداد چون مرغی سر کنده مقابل چشم مادرانشان جان میکنند و پرپر میشوند کجا نشانی از ایرانی و ایرانیت دارد.
مملکتی که فرهنگیان بی فرهنگش (من و امثال من) سالهاست در خوابند.و بی هویت شدنشان را ٬ تحقیر شدنشان را ماند مسجمه ای سرد و بی روح به نظاره نشسته اند.و بهتر بگویم که نخوابیده اند که مرده اند حقا که مرگ به تا که این زندگانی ....
آری چنین مملکتی کجا نشان از ایران و ایرانی دارد که بخواهد خلیجش فارس باشد یا نباشد.به قول آن مثل معروف از آهنگر تنها گری باقی مانده است.اما با تمام این تفاسیر به قول آن بزرگ مرد :"کوشش بیهوده به از خفتگی"
در اس ام اسی که برا ی اکثر شما ارسال شده از هر ایرانی خواسته شده اعتراض خود را به این سایت

نوشته شده توسط اسرار ازل در ساعت موضوع | لینک ثابت
جز قلب هیچ نشد حاصل و هنوز/ باطل در این خیال که اکسیر میکنند
گویند رمز عشق مگویید و مشنوید/مشکل حکایتی است که تقریر میکنند
قومی به جد و جهد نهادند وصل دوست/ قومی دگر حواله به تقدیر میکنند
حکایت فرهنگیان و سرنوشت اسف بار آنها دیگر مثنوی هفتاد من کاغذ شده است. اخیرا در وبلاگ کانون صنفی معلمان ایران مطلبی دیدم با عنوان:((دیدگاه شما چیست؟)) داغ دلم تازه شد که کدام دیدگاه را میگویند؟؟قضیه فرهنگیان و جنبش عدالت خواهانه آنان و مسیرپیش روی آنها چون آفتاب مشخص و مبرهن است.اکنون ۲۰ سال است که فرهنگیان صبور ایران زمین صادقانه و عاشقانه و بدون کمترین چشمداشتی با مشکلات معیشتی بسیار سر کلاسهای درس حاضر می شوند.هر سال مسئولین نظام مقدس جمهوری اسلامی!!با دادن وعده های واهی و بی اساس شعور و دانش فرهنگیان شریف را به سخره میگیرند و به آنها وعده امسال و سال دیگر می دهند.و گویا ما فرهنگیان هنوز باور نداریم که تا زمانی که ما خودمان حرکتی جدی نکنیم مشکلاتمان حل نخواهد شد.در اسفند ماه سال ۱۳۸۵ حدود ۲۰ هزار نفر از فرهنگیان بر اساس فراخوان کانون صنفی معلمان در تجمعی اعتراضی شرکت کردند و مشکلات خود را فریاد زدند هم نمایندگان مجلس ٬ هم دولتمردان و هم رهبر انقلاب این ندای اعتراض را شنیدند اما پاسخ این اعتراضها را چگونه دادند ؟؟باتوم و زندان و انفصال و تبعید پاسخ مهرورزانه آنها به ما بود.گویا هنوز هم فکر میکنند که با قلدری و تهدید و ارعاب میتوان اندیشه یک معلم را به بند کشید و صدای او را برای همیشه خفه کرد!
در جریان اعتراضات فرهنگیان عده ای مزدور و مزور که معلوم نیست از کدام آخور تغذیه میکنند فرهنگیان را٬ این قشر صبور و شریف را٬ خارجی و مزدور اجنبی خواندند و آنچه لایق خودشان بود به معلمان نسبت دادند و عده ای هم آنها را به صبر و خویشتن داری دعوت کردند.که حاصل همه آنها جز اتهام و سر خوردگی و انفصال و اخراج و تبعید چیزی برای فرهنگیان نداشت.وضعیت نابسامان معیشتی معلمان تبدیل به زخمی کهنه شد که هرز چند گاهی سر باز می کند.اکنون دیگر نه آموزشی مانده و نه پرورش !دیگر اثری از نشاط و شادابی در معلمان دیده نمیشود.دیگر از پویایی و شکوفایی در این ویرانه خبری نیست.مقام رهبری بدانند تا زمانی که برای معیشت معلمان فکری نکنند خبری از شکوفایی و نوآوری در این وزارتخانه نیست.
و اما تکلیف فرهنگیان در این وانفسا چیست؟کاملا واضح است و نیازی به سوال ندارد کسی که حقش تضییع میشود برای احقاق حق خود دست به اعتراض و شکایت می زند. تجمع اعتراضی ساده ترین و منطقی ترین راه برای رسیدن به این حق است.در قانون اساسی جمهوری اسلامی حق تجمع اعتراضی بدون حمل سلاح برای افراد جامعه به رسمیت شناخته شده است و نیاز به صدور مجوزاز سوی هیچ نهادی را هم ندارد .معلمانی که سرنوشت خود را به تقدیر سپرده اند باید خیلی ساده لوح باشند اگر باور کنند که با در خانه نشستن و ناسزا گفتن به وزیر و وکیل مشکلات آنها حل خواهد شد!
اما همکاران بزرگوار در کانون صنفی و سازمان معلمان باید بدانند که تنها نهاد رسمی و غیر سیاسی هستند که تقریبا تمام معلمان به آنها اعتماد کرده اند.بعد از تجمع با شکوه اسفند ۱۳۸۵ که برگ زرینی در فعالیتهای کانون صنفی بود .متاسفانه بعد از آن تهدیدها و هزینه های سنگینی که به فعالان صنفی تحمیل شد.حضور کانون در جنبش عدالتخواهانه معلمان روز به روز کمرنگ تر میشود.و این قضیه تمام رنجها و خون دل خوردنهای هزاران فرهنگی آگاه و روشنفکر را که دغدغه ای جز اعتلای فرهنگی و علمی و شکوفایی ندارند به باد فنا و نابودی میسپارد .عزیزان!! دستاورد اعتراض ما٬ تجمع ما و تحصن ما چیزی جز سرخوردگی ٬ تبعید ٬زندان٬ و انفصال بود؟.و اکنون که در آستانه بزرگداشت روز معلم هستیم آیا میخواهیم همچنان خاموش بمانیم و بر تحقیر شدنمان صحه بگذاریم؟ که: بله ما قبول داریم که در این اجتماع نفرین شده سنگی تیپا خورده هستیم .پس بیایم تا دیر نشده برای اعتلای علم و فرهنگ این مرز وبوم به تاراج رفته طرحی نو در اندازیم تا فردای روزگار در پیشگاه وجدانهای بیدار و تاریخ شرمنده نباشیم.
نوشته شده توسط اسرار ازل در ساعت موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

فهرست اصلی
دوستان
سایت خبری تابناک
خبر گزاری انتخاب
آژانس ایران خبر
روز آنلاین
سایت امروز
راديو زمانه
آفتاب
گویا نیوز
صدای آلمان
میزان نیوز
وب سایت اکبر اعلمی
خبر گزاری سناباد
.............................
طنین سکوت (حامد متقی)
عماد الدين باقي
جنبش فرهنگیان نصف جهان
انجمن فرهنگیان آزاد
کانون صنفی فرهنگیان کرمانشاه
کانون صنفی فرهنگیان ایران
همه دانا و توانا
فریاد معلمان
معلمی از دیار سربداران
سایت مرد آریایی
معلم آزاده
سپاس معلم
فریاد معلم
کانون فرهنگیان قزوین
فرهنگ اعتراض
سخن مشترک
خاکستر جاوید
قم امروز- باقری
مسیح علی نژاد
صفاییه
آریان
فریاد
وقایع ابن محمود
کاشونیها
مرد رند
کانون صنفی فرهنگیان خراسان
آواز موسیقی ملی ایران
دل آواز
استاد شجريان
ايران ترانه
شهروند امروز
صدای معلم
انجمن دفاع از حقوق بشر ايران
خبر نامه دانشجويان پلي تكنيك
آلاچيق صبح
روز نوشتها
پنجره اي رو به خانه پدري
فرهنگيان نيوز
گیاهان دارویی ایران
اخبار جهان
فیلمهای روز جهان
بازنشستگان فرهنگی
!!
یار آنلاین
فرهنگ دمکراسی و حقوق بشر
گذرگاه(اردشیر محمدی)
تقریرات
یار دبستانی
وبلاگ محمود بهشتی لنگرودی
نامه های سوشیانت
دور روزگاران
انجمن اسلامی دانشگاه شهید رجایی
فیلتر شکن
زیتون(فیلتر شکن)
خیام ادبیات
علی پور سلیمان
سید ابراهیم نبوی
قالب ساز
هفتان
اندیشه نو (سالار مند)
رهایی
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
طراح قالب
POWERED BY